پیدا





یادداشت صد و نود و هفتم

درخواست حذف اطلاعات

این یادداشت an illusion
یه میوه داشتیم هیکلش طالبی بود پوستش بزه بود رنگ و طرحش یخورده به کدوحلوایی هم نزدیک بود و اگه باز می و توش هندونه می دیدم تعجب نمی ! اخبار جدید حاکی از اینه که بازش دیدم طالبی توشه. عجب کشف بزرگی اگه فردا دیدید کاشف یه میوه جدید مشهور شده به اسم آلبرت داوینچی، اون منم????. اینم عرض کنم که خوبی بدی دیدید حلال تر کنید چون اخیرا چرخامو باد زدم نشیمنگاهُ کشیدم بالا دیگه اگه وحشی برم احتمال مرگ بیشتره.
هفته پیش میخواستم برم، نشد????. خواستم برم، نشد????. خواستم برم، نشد????. بالا ه رفتم ولی با تاخیری که اصن نمیشه گفت چقد????. ینی یه جلسه که کلا یک و نیم ساعت بود، تاخیری داشتم که دیگه واقعا خج می کشم حتی بنویسم چقدر بود????. اولش که رفتم با مهدی سلام علیک شروع کرد به هندل زدن. چند ثانیه هندل زدیم بعدش گفت سنگین باش مرد! گفتم کی شروع کرد؟ خندید... تهش که تموم شد معلم گفت دیگه تر دم اگه ی بخواد رکورد بزنه میتونه بیاد ازم یاد بگیره????. معلم که از مدرسه صحبت می کنه جالبه؛ ارتباط غیر مدرسه یی داشتن با فرهنگیان خیلی بهتر از ارتباط مدرسه یی داشتنه البته به شرط اینکه قانون شکن باشید. یادداشت تمومه ولی اگه انقد کوتاه بنویسم دچار هنگ عظمی میشید پس باید تو گذشته بگردم البته الانم حرف دارم مثلا اینکه قرار بود فردا امتحان شیمی عزیز???? داشته باشیم ولی همون قضیه شد که به یه دبیر گفتیم کنسل کنه شیمی داریم دبیر شیمی هم کنسل کرد. نه مثل اینکه زیادی کوتاهه حالا از وحشی بازی خیابونیم بنویسم یا انقلاب حنجره :؟ بنظرم انقلاب حنجره باشه یادداشت های آینده، از وحشی بازی خیابونیم می نویسم. هربار که ناقص میشم یا دوچرخه م خسارت می بینه علتش فقط و فقط سرعت وحشیمه⚡(ساییده شدن یه طرف تن، ساییده شدن دست ها برای حفظ جان و دندون عزیزتر از جان، به چیز رفتن چرخ دنده، شل شدن فرمون، ساییده شدن پیچ پدال، خوردگی وحشتناک لقمه های ترمز، بدتر از همه لاغر شدن، شل شدن نیمی از پیچ های دوچرخه، خلاصه اینکه شاید تقریبا اندازه قیمت دوچرخه???? ج تعمیرش فقط بخاطر سرعت وحشی).