پیدا





یادداشت ۱۹۸

درخواست حذف اطلاعات

این یادداشت کوه انرژی مثبت me دیدی که چگونه برگ آلبرت بریخت! هفته پیش با ۲۵دقیقه تاخیر رفتم باز حلقه تجوید کارگاهی نشستم. نیم ساعتی گذشت گفت کی میره بالا میخونه؟ و ما همچون شیر آب بسته اعلام سکوت کردیم????. یکی یکی تو صورتمون نگاه کرد هیچ آماده نبود به دو نفر آ گفت: یکی از شما تقلیدی داره[]. آ ین نفر -که آلبرت باشد- گفت شما تقلیدی داری. گفتم تقلید خوب توش پیدا نمیشه. : خوب پیدا کن. گفتم: حنجرم اذیته.
جلسه عمومی هم که اندر احوالات روزمره ینی هفته مره گذشت. رفت سیدوحید ادامه داد. قاری طلبید و مثل معمول ی اعلام وجود نکرد. سید یکی یکی پرسید، از منم پرسید: چشمات میگه آماده ای برای تلاوت. دستی به حنجره کشیدم که[چشمام میگه ولی حنجرم نمیگه????]. چشمام هم واقعا می گفت. با اینکه حتی موقع انفجار اپی نفرین ظاهرم آرامش مطلقه، ولی چشام واقعا می گفت که میخوام بخونم در این حد تشنه شدم(خو تقریبا نیم ساله که میکروفون ندیده م). تهش(این اولین تهش تا ته یادداشت هنوز چنتا ته مونده) موقع صبحانه ار ب رجوع به سیدحیدر حمله بردیم که بخونیم. فرصتی بود که بعد از شاید یه ماه، تقلیدی تحویل بدم دیگه حتی ترتیلی که ضعیف تقلید کرده بودم میخواستم بخونم که فقط بدونم از حنجرم چه خبر! رفتم خوندم با صدای طبیعی خلاصه اینکه شکم و دیافراگم و گردن و فک و اینا دیگه همه با هم کمک به حنجره که بخونم چی؟ یک و نیم دقیقه ترتیل????. ولی مطلب مهمی فهمیده بودم که این حنجره صدا گرفته داغون، از حنجره سالم هفته قبلش بهتر بود. اینم بنویسم که بعضی موارد هست دشمن حنجره ست؛ هرکدوم از اونا رو که مصرف حنجرم بهتر شد وقتی همه دشمنای حنجره رو مصرف یه ص ازم ساخت همممم????. توضیحات بیشتر دیگه بعدا????. خب مثل اینکه زیادی رفتم تو حاشیه داشتم عرض می که برای سید خوندم و سید نظراتشو گفت که مثلا خلاصه سه گاه لحن سختیه ولی تو از پسش برمیای. و نظرات بیشتر و سوالاتی که ذات حواسپرت نویسیمو نشون میدم انقد که طولانیه(مثلا یه بار از سیدعلی یه سوال ۴کلمه یی پرسیدم جوابش انقد زمانبر بود که بچه ها شاکی شدن). هفته پیش هم از سید پرسیدم صدام به کدوم قاری میخوره؟ سید هم موافق بود که صدام به منشاوی میخوره. تلاوت خوب از منشاوی خواستم سید تلاوت بم معرفی کرد اومدم خونه گوش برگام ریخت????. ینی حس و حال و انرژی مصطفی اسماعیل داشت.